خوب خواندن
راهي براي درک مطلب

شاد بودن

ضامن موفقیت

ریاضی را چطور بخوانیم؟ 

معارف اسلامی را چطور بخوانیم؟

بهترین زمان زدن تست دروس عمومی

مطالعه به شیوه تستی: 

 

اولین گام موفقیت روش رسیدن به هدف خواستن توانستن است؟  تمرکز حواس 

 


 

خوب خواندن؛ راهي براي درک مطلب

يک درس مشکل را بايد چند بار خواند تا فهميد؟ يک بار؟ دو بار؟ ده بار؟ چند بار؟!

اين سؤالي است که  بيشتر معلم‌ها در طول سال تحصيلي، بارها از سوي دانش‌آموزان مي‌شنوند؛ دانش‌آموزاني که از سختي يک درس يا حتي يک کتاب بشدت گله دارند و مي‌گويند با اينکه بارها از روي کتاب درسي خود خوانده و سطر به سطر آن را مرور کرده‌اند، اما هيچ چيز از آن را نفهميده‌اند.

پيش آمدن اين معضل به دليل آن است که بسياري از دانش‌آموزان، راه درست مطالعه يک کتاب را نمي‌دانند و تصور مي‌کنند که اگر از روي يک کتاب بارها بخوانند بر آن تسلّط پيدا مي‌کنند؛ در حالي که براي تسلّط  بر يک مطلب، بايد آن را خوب خواند، خوب درک کرد، خوب فهميد و خوب در ذهن نگهداري نمود.

براي مثال، يکي از روش‌هاي مفيد براي خواندن کتاب­ها يا درس­هاي مشکل، اين است که کتاب را قبل از تسلّط بر آن، به طور سطحي خواند و ابتدا در پي چيزهايي بود که مي‌توان آنها را فهميد (نبايد خود را در مطالب دشوار گرفتار کرد)؛ چون هر کتاب حاوي مطالبي است که بي درنگ مي‌توان آنها را درک کرد و مطلب مورد نظر را تا حدودي فهميد و براي مطالعه عميق آن آماده شد.

البته سطحي خواندن اصولي دارد که بايد به اين اصول توجه داشت. اين اصول را مي‌توان در موارد زير خلاصه کرد:

* به عنوان صفحه و مقدمه نگاه کنيد؛ بويژه به عناوين فرعي يا ديگر نشانه‌هايي توجه کنيد که به هدف و چشم انداز کتاب يا مقصود نويسنده اشاره دارد.

* فهرست اعلام يا فهرست موضوعي را بازبيني کنيد تا با دامنه موضوعات تحت پوشش يا منابع مورد استفاده مؤلفان آشنا شويد. هر گاه فهرست اصطلاحات در پايان هر فصل، مهم و حساس به نظر رسيد، براي درک بهتر، آنها را در متن جست و جو کنيد؛ به اين ترتيب، شما کليد نزديک شدن به مؤلف را پيدا مي‌کنيد؛ براي مثال، سعي کنيد که معني لغات اصطلاحات دشوار کتاب زبان و ادبيات فارسي، زبان انگليسي يا زبان عربي را داخل متن درس ياد بگيريد. ياد گرفتن معني لغات، بدون توجه به جايگاه آنها در متن درس، نمي‌تواند به شما در فهميدن مفهوم درس يا متن مورد نظر کمک کند.

* تصاويرکتاب را ببينيد و خلاصه‌ها و نتيجه‌گيري‌ها را با دقت بخوانيد. اگر کتاب، يک فصل نتيجه‌گيري دارد، ابتدا آن را بخوانيد. به احتمال زياد، اين فصل، محتواي کتاب را با دقت بيشتري معرفي مي‌کند.

حالا شما براي خواندن کتاب يا سطحي خواني آماده هستيد. اگر به سطحي خواني راي مي‌دهيد، به فصل‌هايي نگاه کنيد که حاوي بندهاي اصلي يا عبارات خلاصه شده کتاب هستند؛ سپس صفحات را ورق بزنيد و يک يا دو پاراگراف و گاهي هم چند صفحۀ متوالي را بخوانيد و همواره در جست و جوي حرف اصلي و هدف اصلي کتاب باشيد.

توجه داشته باشيد که اگر شما از اين روش براي شروع سطحي خواني کتاب استفاده کنيد، چه بسا در پايان پي ببريد که به هيچ وجه در حال سطحي خواندن نيستيد؛ بلکه آن را مي‌خوانيد، مي‌فهميد و از آن لذت مي‌بريد، و وقتي کتاب را بر زمين مي­گذاريد، درخواهيد يافت که بعد از اين، هيچ موضوعي برايتان دشوار نخواهد بود.

حال که درباره کتاب يا يک فصل، اطلاعاتي به دست آورده‌ايد، معين کنيد که چه اطلاعاتي کم داريد. آيا بايد به مطالعه ادامه دهيد؟ اگر جواب اين سؤال مثبت است، انتظار داريد که از يک خواندن عميق، چه چيزي عايدتان شود؟ چگونه مؤلف از مقدمه، به نتيجه رسيده است؟ مراحل اساسي کتاب، چه چيزهايي هستند؟ آيا اين مراحل، به طور منطقي به هم مربوط هستند و هدف مؤلف چيست؟ آيا مطالب کتاب، با آنچه که شما قبلاً درباره موضوع مي دانستيد، موافقت يا مغايرت دارد؟

سؤالات شما درباره کتاب، مي‌توانند به صورت کلي يا کاملاً مشخص باشند. طرح اين گونه سؤالات، از طريق ايجاد کنجکاوي، تمرکز حواس و دقت شما را افزايش مي‌دهد و رضايت حاصل از پاسخگويي به سؤالات، مدت نگهداري مطالب را در حافظه، طولاني مي‌کند. طرح سؤال، به هنگام مطالعه يک کتاب، خواننده منفعل را به يک خواننده فعال مبدل مي‌سازد. از طريق طرح سؤالات، يک گفت و شنود بين شما و مؤلف کتاب برقرار مي‌شود که کسب لذت شما را از مطالعه کتاب افزايش مي‌دهد. سؤالات، اغلب به هنگام مطالعه يا پس از پايان مطالعه، به ذهن مي‌رسند؛ ولي شما سعي کنيد که سؤالات خود را پيش از مطالعه و به هنگام خواندن اجمالي کتاب، شروع کنيد.  

نکته ديگر اينکه بعد از خواندن يک کتاب، سعي کنيد که مطالب يادگيري شده را با عبارت­هاي مخصوص خودتان دوباره تعريف کنيد؛ يعني تا حد امکان، از حفظ کردن طوطي‌وار مطالب، خودداري کنيد؛ بلکه مطالب را بفهميد و با جملات خودتان آنها را براي خود تعريف کنيد و بدانيد که پس دادن مطالب به خود، نقش بسيار مهمي در يادگيري دارد. 


 

شاد بودن؛ ضامن موفقيت

 آيا مي‌دانستيد که دانشمندان ثابت کرده‌اند که توانايي‌هاي ما وقتي که شاد هستيم، در بهترين حالت هستند؟

تحقيقات نشان مي‌دهد که انسان‌هاي شاد، مثبت انديش و خوش بين، درآمد مالي بيشتري دارند، با پشتکار به هدف مي­رسند، کمتر بيماري را تجربه مي­کنند، آرامش خود را در هر شرايطي حفظ مي ­کنند، پر انرژي هستند، بيماري آنها زودتر درمان مي‌شود و طول عمر بيشتري دارند.

شادي، تجارت مهمي است. وقتي درگير روابط مثبت زندگي مي­شويم،  بدن ما موادي شيميايي منتشر مي­کند که باعث کاهش اضطراب مي­شود و تمرکز ما را افزايش مي­دهد و در نهايت مي‌توانيم در همه جا و همه چيز، موفق‌تر باشيم؛ البته ما نيز قبول داريم که هميشه  لحظات شيرين وجود ندارند و در واقع ما به طور مداوم با جنبه ­هاي منفي احاطه شده‌ايم، اما اگر با خودمان رو راست باشيم، مي‌توانيم فهرست همۀ اتفاقاتي را که برايمان روي داده است بنويسيم و بعد ببينيم که خود ما تا چه اندازه به روي دادن آنها کمک کرده‌ايم.

متاسفانه بسياري از اوقات، خود ما عامل اتفاقات ناراحت کننده براي خودمان هستيم و در مواقع ديگر هم بيش از خود واقعه از اين دلخوريم که چرا اين جريان و موقعيت بد فقط شامل حال ما مي‌شود؛ يعني به جاي اينکه ريشه مشکلات و ناکامي‌ها را  در زندگي، روابط، موفقيت ­ها و نااميدي‌هاي خود جست و جو کنيم، مدام گله‌مند هستيم که: چرا من و چرا حالا؟ اين گونه برخورد غير مسؤولانه و سخت گيرانه  باعث مي­ شود که از شادي فاصله بگيريم.

 ابراهام لينکلن مي­گويد:« اغلب مردم تقريباً به همان اندازه‌اي شاد هستند که انتظارش را دارند.» در واقع آنچه که در زندگي براي ما رخ مي‌دهد آن‌قدرها تعيين کننده شادي ما نيست، بلکه بيشتر نوع واکنش ما نسبت به آن رخدادهاست که نقش تعيين کننده‌اي در اين زمينه دارد.

دانش‌آموزي که در يک آزمون داخلي يا آزمايشي، نتيجه اي خارج از انتظارش را کسب کرده است، مي‌تواند زانوي غم بغل بگيرد و حس کند که به آخر خط رسيده است و از تلاش و کوشش دست بردارد و مي‌تواند علل عدم موفقيتش را بررسي کند و از پي بردن به آن خوشحال باشد؛ چون حال مي‌تواند در رفع عامل يا عوامل بازدارنده تلاش کند تا در آزمون‌هاي مهم‌تر موفق گردد؛ بنابراين، در برابر يک موقعيت يکسان، يکي ممکن است بدبختي و فلاکت را ببيند و ديگري علل عدم موفقيت و راه­ هاي کسب پيروزي را.

مي­ خواهيم بگوييم که بايد تصميم به شاد زيستن بگيريم و در جست و جوي آن باشيم. شاد زيستن، جست و جوي زيبايي ­ها و خوبي­ هاست. يکي زيبايي منظره را مي­بيند، و ديگري کثيفي پنجره را، و اين شما هستيد که انتخاب مي­کنيد چه چيزي را ببينيد و به چه چيزي بينديشيد. ما بايد مثبت بودن و شادي را انتخاب کنيم.

مي‌توانيم براي شاد زيستن، کودکان را سرمشق خود قرار دهيم .کودک به طور طبيعي و بدون احساس خجالت، تقريباً به همه چيز مي‌خندد. گويي به وضوح مي داند که خنده، او را سالم و متوازن نگه مي‌دارد. بچه‌ها با عطش سيري ناپذير نشاط و شادي، قدم به اين جهان مي‌گذارند.

پس از همين امروز، هميشه و در همه حال، از آنچه که داريد لذت ببريد و براي هرکاري که در پيش روي شما قرار مي‌گيرد، حد اکثر توان خود را به کار بگيريد و مطمين باشيد که فرصت ­ها و موقعيت ­ها، شما را پيدا خواهند کرد. 

 


 

ریاضی را چطور بخوانیم؟

حتي اسمش براي عده‌اي ترسناک است و عده‌اي ديگر آن را  لذت بخش­ترين فعاليت ذهني مي‌دانند. صحبت از رياضي است؛ درسي که در گروه آزمايشي علوم رياضي و فني بيشترين ضريب را دارد و از اهميت ويژه‌اي برخوردار است؛ اما متاسفانه حتي تعداد قابل توجهي از  داوطلبان گروه آزمايشي علوم رياضي و فني، که بايد در اين درس توانمند و به آن علاقه‌مند باشند، پاسخگوي سؤال‌هاي درس رياضي در آزمون سراسري نيستند يا به درصد کمي از سؤال­هاي اين درس، پاسخ صحيح مي‌دهند؛ البته نبايد تنوع مطالب و گستردگي مباحث اين درس را براي داوطلبان گروه آزمايشي علوم رياضي و فني از نظر دور داشت.

آنچه مي‌خوانيد، تجربۀ دارندگان درصدهاي خوب درس مورد نظر است. آنها با شما شيوۀ مطالعه خود را در ميان مي‌گذراند؛ البته شايد شما از شيوۀ ديگري بهره ببريد و موفق نيز بشويد؛ يا شايد شيوۀ مطالعۀ دارندة يک رتبۀ برتر، با توجه به مهارت و سطح آمادگي­تان، نتواند پاسخگوي نياز شما باشد.

 

پژمان شهبازي:

رتبۀ 1 گروه آزمايشي علوم رياضي و فني در آزمون سراسري 94، رياضي 3/87 درصد:

 مهم­ترين مانع بر سر راه پاسخگويي به سؤال‌هاي هندسه تحليلي، به نظر من، طولاني بودن راه حل‌ها و وقت‌گير بودن سؤال‌هاست؛ تا جايي که عده‌اي از داوطلبان، به همين دليل، اين درس را کنار مي‌گذارند. به نظر من، براي موفقيت در پاسخگويي به سؤال‌هاي اين درس، بايد خيلي تست کار کرد و حين تست زدن بايد راه‌هاي مختلف پاسخگويي را پيدا کرد؛ يعني لازم است که با ذهني خلّاق در هندسه تحليلي جلو رفت تا بتوان کوتاه‌ترين راه پاسخگويي مباحث يا تست‌هاي مختلف را پيدا کرد. در هندسه پايه نيز، با اينکه در بعضي از فصل‌ها جنبه خلاقيت در سؤال‌ها قابل توجه است، اکثر مواقع از مواردي مشخص سؤال طرح مي‌شود؛ يعني يک نشانه‌هايي در سؤال هست که مي‌شود از آن نشانه يا نشانه‌ها براي پيدا کردن راه حل مساله استفاده نمود. براي پيدا کردن نشانه‌ها هم بايد تست زياد زد و مساله هاي بسياري را حل کرد.

گسسته، يکي از درس‌هايي است که نياز به دقت بسيار دارد؛ براي مثال، از مبحث نظريه اعداد مي‌شود انواع سؤالات را طرح کرد که در بسياري از موارد راه حل خاصي دارند. براي آشنا شدن با انواع سؤال‌ها و پيدا کردن راه حل آنها بايد تست زياد زد و وقت زيادي صرف اين مبحث کرد. براي يادگيري مبحث درس ديفرانسيل، تمرين‌هاي خود کتاب خيلي مهم است. بسياري از اوقات، سؤال‌هاي کنکور به سؤال‌هاي کتاب شباهت دارد. درس ديفرانسيل، مفهومي‌تر از ديگر مباحث رياضي است؛ براي مثال، داوطلب بايد مفهوم مشتق را درک کرده باشد و بداند که به چه کار مي‌آيد؛ چون شايد در يک سؤال از اسم مشتق استفاده نشود، اما از مبحث مشتق در آن استفاده شود. سؤال‌هاي درس ديفرانسيل، گاه ظاهري پيچيده دارد و به نظر مي‌آيد که راه حل آن طولاني است، اما بسياري از اوقات، مي‌توان همين سؤال‌ها را با راه حلي کوتاه حل کرد، ولي لازمۀ آن، فهميدن اين درس است.

درس آمار به نظر من ارزش خواندن را دارد؛ چون سؤال­هايي دارد که جنبۀ خلّاقيت ندارند؛ حتي شايد بتوان گفت که جنبۀ کليشه‌­اي پيدا کرده‌اند؛ يعني حدود مبحث معلوم است؛ البته اين درس، گاه نياز به محاسبات طولاني دارد و بايد سرعت عمل داوطلب در پاسخگويي به سؤالات آن، خوب باشد.

روژان رباني:

رتبه 7 گروه آزمايشي علوم رياضي و فني در آزمون سراسري92، رياضي 4/90 درصد:

رياضي پايه را در وقت خودش خوب کار کرده بودم و سال آخر با آن مشکلي نداشتم؛ در کل، رياضي را علاوه بر مطالعه به روش‌هاي «تستي» و «نکته‌اي»، به صورت «تحليلي» نيز خواندم؛ حتي اوايل برنامه، به زمان توجهي نداشتم و گاهي روي يک تست، راه‌هاي متنوع رسيدن به جواب را نيز بررسي مي‌کردم.  براي درس گسسته و هندسه تحليلي، اول خلاصه نويسي مي‌کردم، خلاصه‌ها را خوب ياد مي‌گرفتم و بعد سراغ تست‌ها مي‌رفتم. آمار را نيز  از ابتدا همراه با ساير دروس مي‌خواندم  و بر خلاف عده‌اي که معتقدند چون اين درس حفظ کردني است بايد چند روز مانده به کنکور آن را خواند، آن را چند بار دوره کردم.

نگين يغمايي:

رتبۀ 2 گروه آزمايشي علوم رياضي و فني در آزمون سراسري 93، رياضي 5/88 درصد:

خوشبختانه دبير حسابان سال سوم ما دبير بسيار خوبي بود و حتي بخش‌هايي از درس ديفرانسيل را در مبحث حد در سال سوم به طور کامل تدريس کرده بودند. من براي مبحث حسابان، جزوۀ دبيرم را مي‌خواندم،  تمرين‌هايش را حل مي‌کردم و بعد تست مي‌زدم. براي ديفرانسيل هم سعي کردم که خوب درس را ياد بگيرم و زياد تست زدم. در کل، درس ديفرانسيل خيلي تعريف دارد و لازم است که به اين تعريف‌ها کاملاً مسلط بود؛ در ضمن، نبايد کتاب درسي را کنار گذاشت و بايد به آن متعهد بود؛ زيرا در بعضي از مباحث، مثل آهنگ تغييرات  در حسابان، خيلي از اوقات تمرين‌هاي کتاب درسي تبديل به تست مي‌شوند؛ در ضمن، بايد پذيرفت که گاه بعضي از مباحث اين درس، نياز به مطالعه و وقت گذاشتن بسيار دارد؛ براي مثال، من براي تسلط بر مباحث کاربرد و مشتق، وقت زيادي گذاشتم و چند کتاب تست زدم تا بر آن مسلط شدم.

براي هندسه پايه، لازم است سؤال‌هايي با تيپ‌هاي مختلف حل کرد تا بتوان در سر جلسه آزمون سراسري، ايده حل مساله را تشخيص داد؛ چون اگر به اين مساله مسلط نباشي، سر جلسه آزمون، حل يک تست خيلي وقت مي‌گيرد. در درس هندسه، هر سال چند سؤال تکراري مي‌آيد؛ يعني اگر کنکورهاي سال‌هاي قبل را ببينيد، متوجه مي‌شويد که هر سال از چند مبحث سؤال آمده است، و لازم است که روي آنها بيشتر تاکيد شود. براي خواندن درس هندسه تحليلي، لازم است که ابتدا مباحث مورد نظر را فهميد و سپس فرمول‌هاي پايه را حفظ کرد. بعضي بچه‌ها از درس هندسه تحليلي خوششان نمي‌آيد؛ چون فرمول‌هايش زياد است؛ اما اگر اين فرمول‌ها زياد مرور شود و خوب تمرين کنيم در خاطر مي‌ماند؛ يعني لازم است چند هفته که از مطالعة يک مبحث درس هندسه تحليلي گذشت، برگشت و دوباره فرمول‌ها را مرور کرد تا در ذهن تثبيت گردد.

براي پاسخگويي به سؤال‌هاي گسسته، بايد بر مباحث درسي کاملاً مسلط بود؛ اين در حالي است که کتاب درسي خيلي عميق به مباحث  نپرداخته است؛ براي همين، لازم است که تست‌هاي مختلف را حل کرد تا به ايده‌هاي مختلف دسترسي داشته باشيم و بر سؤال‌هاي متفاوتي که از اين مبحث مطرح مي‌شود، مسلط شويم. من براي کسب اين مهارت، در ابتدا تست‌هاي کنکور را زدم تا با نگاه طراحان سؤال آشنا شوم، و بعد براي تسلط بيشتر، به سراغ تست‌هاي تاليفي رفتم.

نکته مهم در سؤال‌هاي رياضي اين است که سر جلسه آزمون سراسري نبايد انتظار داشته باشيم که پاسخ همه سؤال‌ها را بدانيم و بترتيب به همه جواب دهيم. بايد با تمرين بسيار به اين مهارت رسيد تا بفهميم که کدام سؤال وقت گير است، کدام سؤال را مي‌توان حل کرد و پاسخ کدام سؤال را نمي‌دانيم، و در سر جلسه آزمون، اول سراغ سؤال‌هايي که بر آنها مسلط هستيم، برويم، و بعد وقت گيرها و در نهايت آنهايي را که بلد نيستيم، کنار بگذاريم. براي خود من در يکي از آزمون‌هاي آزمايشي پيش آمد که پنج سؤال اول رياضي را نتوانستم حل کنم؛ در ابتدا به هم ريختم، اما بعد تصميم گرفتم که آن پنج سؤال را رها کنم و سراغ بقيه سؤال‌ها بروم، و بعد اگر وقت کردم، بار ديگر روي سؤال‌هاي مورد نظر فکر کنم. اتفاقاً در همان آزمون، رياضي را 100 درصد زدم.

سهند سروري:

رتبۀ 9 گروه آزمايشي علوم رياضي و فني در آزمون سراسري 92، رياضي 4/93 درصد:

درس رياضي با ضريب بالا و 55 سؤال، سرنوشت سازترين درس براي داوطلبان گروه آزمايشي علوم رياضي و فني در آزمون سراسري است. 24 سؤال اول اين درس در آزمون سراسري، معمولاً مربوط به حسابان، ديفرانسيل و رياضي 2 است. براي تسلط بر مبحث‌هاي حسابان و ديفرانسيل، تکرار خيلي مهم است. براي خواندن اين دو درس داوطلبان نبايد فکر کنند که اگر درس را بفهمند، همه چيز تمام مي‌شود. براي تسلط بر اين دو درس، هر چقدر تست کار کنيد، باز هم کم است؛ در واقع، پيوستگي، مشتق و کاربردش، نياز به حل تست‌هاي بسياري دارد تا بتوان بر اين مباحث مسلط شد؛ در ضمن، لازم است که قبل از حل تست، تمرين‌هاي کتاب را حل کرد، و نبايد تصور کرد که چون درک رياضي من بالاست، نيازي به حل تمرين‌هاي کتاب ندارم. يادداشت کردن نکات مهم تست‌هاي ديفرانسيل و حسابان (همراه با نمونه تست يا بدون نمونه تست) هم در يادآوري نکات آنها، نقش مهمي دارد تا براي دوره‌ها نياز نباشد که کل کتاب را دوباره دوره کنيد.

از هندسه 1 و2 نيز مجموعاً هشت سؤال طرح مي‌شود. براي پاسخگويي به سؤال‌هاي اين مبحث هم لازم است که پس از درک مفاهيم، تست زد. به نظر من، براي تسلط بر درس هندسه، تست‌هاي کنکور کفايت مي‌کند، و مثل ديفرانسيل و حسابان نيست که نياز به تست‌هاي متنوع و مختلف داشته باشد. درس هندسه، در مجموع، نياز به تمرين و تکرار زياد دارد و نبايد نااميد شد و آن را کنار گذاشت.

از درس هندسه تحليلي نيز  معمولاً هشت سؤال مي‌آيد. خوب است که داوطلبان بعد از فراگيري اين درس، خلاصه‌اي از درس و فرمول‌ها و نکات مهم آن را بنويسند و سپس تست‌هاي کنکور را حل کنند و هر جا که نکته‌اي را بلد نبودند، وارد خلاصه نکات خود کنند و نزديک کنکور، اين نکات را مرور کنند.

قسمت بعد، آمار است که معمولاً دو  سؤال از اين مبحث مي‌آيد و با خواندن کتاب و زدن تست‌هاي کنکور مي‌توان از پس آن برآمد.

از مبحث جبر هم معمولاً شش سؤال طرح مي‌شود. در اين مبحث، چيزي که بايد خوب ياد گرفت "مجموعه‌ها"ست. از گسسته هم شش يا هفت سؤال طرح مي‌شود. چيزي که در گسسته مهم است، اين است که به جاي حفظ کردن فرمول، سؤال خام را حل کنيم؛ نه اينکه سؤال را به فرمول ربط دهيم و با فرمول حل کنيم؛ به عبارت ديگر، ببينيم که فرمول از کجا آمده است؛ نه اينکه فرمول را حفظ کنيم؛ در اين صورت، گسسته براي فرد شيرين و لذت بخش مي‌شود و مي‌تواند براحتي به سؤال‌هاي اين مبحث پاسخ دهد. توجه داشته باشيد که اگر بخواهيد فرمول‌هاي گسسته را حفظ کنيد، آن قدر زياد است که فرصتي براي حفظ کردن فرمول‌هاي ديگر نخواهيد داشت .

محمد کاظم ميداني:

رتبۀ 23 گروه آزمايشي علوم رياضي و فني در آزمون سراسري 93، رياضي 2/72 درصد:

24 سؤال اول دفترچه اختصاصي، مربوط به ديفرانسيل و رياضي پايه و مباحثش هم خيلي نزديک و به هم  مرتبط است؛ البته بخش عمده­اي از آن،  مربوط به کتاب ديفرانسيل و انتگرال پيش‌دانشگاهي است؛ اما پيش نياز آن، رياضيات پايه است؛  از همين رو، من معتقدم که در تابستان بايد به اندازۀ  کافي روي رياضيات پايه وقت گذاشت تا  در طول دوره پيش‌دانشگاهي به زحمت نيفتاد !

بايد مباحث را مفهومي خواند و کاملاً بر اصل و فرع موضوع مسلط شد. براي همين منظور، لازم است که اول از همه به سراغ کتاب درسي رفت  و تمام جزييات، مثال‌ها و تمريناتش را به طور دقيق بررسي کرد، و بعد، از روي جزوه يا درس‌نامۀ مناسبي، نکات اصلي و کلي آن  مبحث را ياد گرفت. بايد بپذيريم که در رياضي هيچ چيز براي حفظ کردن وجود ندارد و تا جايي که امکان دارد، دليل فرمول‌ها را بايد  ياد بگيريم  و آنها را براي خودمان، هر چند به صورت شهودي، اثبات کنيم و خلاصه بر قضيه مسلط شويم.

هنگام تست زدن، بايد سؤال­هاي سخت و آسان را با هم کار کرد و در مواجهه با اولين تست‌هاي هر مبحث، درست نيست که از همان ابتدا با  فرمول يا روش سريع، سؤال را حل کرد؛  بلکه بايد  فرض کنيم که هيچ فرمولي را بلد نيستيم  و  سؤال را از روي مفهوم اصلي‌اش حل کنيم. وقتي يکي دو نمونه از هر تيپ سؤال را به اين شکل تحليل کنيد، مطمين باشيد که آن را  ياد مي‌گيريد و مي­توانيد هر موقع که اراده کرديد، آن را حل کنيد.

غير از اين، مي­توانيد راه‌هاي سريعي براي خودتان پيدا کنيد !  فرض کنيد که  معلم هستيد و دانش‌آموزتان از شما حل سؤالي را مي­خواهد، و اگر آن را حل نکنيد، پيش او شرمنده مي­شويد: اول برايش مساله را از راه مفهومي حل کنيد، و آن وقت، براي اينکه قدرت خودتان را به رخ دانش­آموزتان بکشيد،  به او بگوييد که البته مي­شود سريع‌تر از اينها هم آن را حل کرد ! بنابراين، با سريع‌ترين راه ممکن، مساله را برايش حل کنيد! بسياري از تکنيک‌ها و راه‌هاي سريع به همين شيوه به وجود مي‌آيند

 بعد از اينکه چند سؤال نمونه ،خوب تحليل شد، نوبت به حل سؤال به صورت تک تک مي­رسد. سؤالات را بايد يک به يک حل کنيد و براي حلش وقت بگيريد و ببينيد که حل هر سؤال چند دقيقه­ زمان مي­برد. اگر زياد طول کشيد، علت آن را بررسي کنيد و ببينيد آيا راه آسان‌تري وجود دارد يا اينکه خود سؤال وقت گير است. بر اين اساس، کنار سؤالات علامت بگذاريد تا بعداً آنها را بهتر مرور کنيد.اگر سؤالي را نتوانستيد به طور سريع حل کنيد، سراغ پاسخ تشريحي آن سؤال نرويد،  بلکه حوصله کنيد و خودتان خوب فکر کنيد تا به جواب برسيد؛ مگر اينکه زمان قابل توجهي را به يک سؤال اختصاص دهيد و در نهايت نتوانيد آن را حل کنيد.  

 پويان مينايي:

رتبه 4 گروه آزمايشي علوم رياضي و فني در آزمون سراسري 92، رياضي 91 درصد:

در درس رياضي، محاسباتم خوب بود و سال چهارم هم معلم خوبي داشتيم، و البته براي اين درس، تست هم زياد زدم. شايد براي درس رياضي بالغ بر 15 هزار تست زدم ! جالب اينجاست که هر وقت در آزمون‌هاي آزمايشي يا کتبي، سؤال‌ها سخت بود، من درصد بهتري کسب مي‌کردم يا نمره بهتري مي‌گرفتم !

ريحانه براتي:

رتبۀ 223  گروه آزمايشي علوم رياضي و فني در آزمون سراسري 94، رياضي 63 درصد:

 

با هندسه تحليلي مشکل اساسي داشتم؛ حتي در يکي از آزمون­هاي آزمايشي، فقط به 7درصد سؤال­هاي اين درس پاسخ صحيح دادم؛ در واقع، بيشتر از آنکه از درس هندسه تحليلي بدم بيايد، از آن مي‌ترسيدم. بالاخره تصميم گرفتم که سراغ اين درس بروم. در ابتدا سراغ کتاب درسي رفتم و شروع کردم به خواندن تمام مباحث درسي و حل همۀ تمرين­هاي کتاب. به معناي واقعي کلمه، واو به واو کتاب را خواندم و از آنها نکته در آوردم. بعد سراغ جزوه معلمم رفتم و در نهايت، کتاب‌هاي کمک آموزشي و تستي پيشرفته را در همين درس خواندم. براي خودم هم جالب بود که سر جلسه برگزاري کنکور، به هر هشت سؤال هندسۀ تحليلي پاسخ صحيح دادم و توانستم بر چالش برانگيزترين درس دبيرستانم غلبه کنم.

 منبع: پیک سنجش 

 


 

معارف اسلامی را چطور بخوانیم؟

تا 10سال پيش شايد براي پاسخ دادن به سؤال­هاي درس معارف اسلامي در آزمون سراسري، حفظ کردن کتاب کافي بود، اما در سال­هاي اخير، براي موفقيت در اين درس، علاوه بر مطالعۀ دقيق، بايد  به نقد و بررسي و تحليل مباحث کتاب­هاي دين و زندگي پرداخت؛ در واقع امروزه سؤال‌هاي درس معارف اسلامي ساده  نيست و  نمي‌توان براحتي درصد خوبي را در اين درس کسب کرد.

تلاش کرده‌ايم که از زبان داوطلبان گروه‌هاي آزمايشي مختلف، که در اين درس درصد خوبي کسب کرده‌اند، نحوۀ مطالعۀ درس معارف اسلامي و آمادگي براي آزمون آن را بيان کنيم. همچنين شاهد سخنان داوطلباني هستيم که با وجود کسب رتبۀ عالي، نتوانسته‌اند درصد قابل توجهي را در اين درس به دست بياورند. بدون شک، سخنان اين دسته از افراد نيز خالي از فايده نيست.

البته شايد شما  اصلاً  با درس مورد نظر مشکلي نداشته باشيد که در اين صورت، مشخص است که نبايد نحوۀ مطالعۀ خود را تغيير دهيد؛ يا شايد شيوۀ مطالعۀ دارندة يک رتبۀ برتر، با توجه به مهارت و سطح آمادگي شما، نتواند پاسخگوي نياز شما باشد.

محمد امين روان بخش:

رتبۀ 2 گروه آزمايشي علوم تجربي آزمون سراسري 95، معارف اسلامي 85 درصد:

تنها درسي که احتمال مي­دادم در آزمون سراسري 100 درصد بزنم، معارف اسلامي بود؛ چون اين درس را خيلي خوانده بودم و تقريباً پنج دور کتاب­هاي معارف اسلامي را به صورت کامل خوانده بودم. براي فراگيري اين درس، روشم اين بود که يک بار متن درس را کامل مي­خواندم تا به موضوع آشنا شوم و بتوانم مفهوم آيات را بهتر متوجه شوم و سپس پيام آيات را در کنار کتاب درسي مي­نوشتم تا هم مطالب را به صورت خلاصه داشته باشم و هم خود اينکه نوشتن باعث يادگيري مي­شد؛ سپس بارديگر متن کتاب را مي­خواندم تا يادگيري­ام کامل ترشود و بعد سراغ تست مي­رفتم و پاسخ هر تست را نيز بررسي مي­کردم. همچنين بررسي مي­کردم که به کدام قسمت‌هاي درس، کمتر توجه کرده‌ام، و در نهايت، آيات را تقريباً حفظ مي­کردم و به مرور درس­ها مي­پرداختم.

محمد کاظم ميداني:

رتبۀ 23 گروه آزمايشي علوم رياضي و فني آزمون سراسري 93، معارف اسلامي 64 درصد

به دليل نوع مطالب موجود در هر درس معارف اسلامي، شاهد طرح سؤال­هاي سخت و آسان در آن هستيم؛ براي مثال، شايد در يک نگاه، درس هشتم سال چهارم، که مربوط به معيارهاي تمدن اسلامي است و داراي چندين صفحه مطلب صرفاً حفظي است و آيات زيادي دارد، از درس دوم سال دوم، که در مورد نظم در خلقت و هدف آفرينش است و به گونه اي همه از قبل با آن آشنا هستند و تشکيل شده از چند آيه کوتاه است، سخت­تر به نظر برسد، اما پس از مطالعه درس‌ها و زدن تست‌هاي کنکور، متوجه خواهيد شد که سؤالات درس هشتم سال چهارم کاملاً پاسخ مشخصي دارند، ولي اغلب سؤالاتي که از درس دوم سال دوم طرح مي‌شوند، سؤالاتي با ظاهري از کلمات دشوار هستند که جواب دادن به ­آنها نياز به استنباط دارد.

در مورد نحوۀ خواندن درس معارف اسلامي، يک مجموعه راهکار براي بهتر حفظ کردن و فهميدن وجود دارد. اولين کار اين است که وقتي با يک درس تازۀ معارف اسلامي مواجه مي­شويد، اگر مطالب کلي درس را نمي­دانيد، يک بار به صورت روزنامه‌وار آن را بخوانيد تا با مفاهيم و عنوان­هايش آشنا شويد و سپس براي بار دوم به قول معروف به جان کتاب بيفتيد و ابتدا آيات را  دقيق بخوانيد و به صورت کامل بر نکات و واژه‌هاي مهمش مسلط شويد. در مورد متن درس هم آن را واو به واو بخوانيد و مطالب مهمش را مشخص کنيد و همچنين جاي آمدن مطالب را ياد بگيريد؛ يعني بدانيد که هر  مطلب به دنبال چه مطلبي و تحت چه عنواني آمده است. همين طور لازم است که رابطه‌هاي علت و معلولي را نيز خوب تشخيص دهيد و آنها را با فلش مشخص کنيد. ضمناً هر جا که نکته‌هاي ترکيبي با درس‌هاي قبل يا بعد يا با تکه‌اي ديگر از متن به ذهنتان رسيد، همان جا آنها را بنويسيد. مطمين باشيد که اشکالي پيش نمي­آيد اگر کتابتان تميز و نو نباشد !  

حتماً چند روز بعد از مطالعه،  به سراغ تست‌هاي آن درس برويد تا با نحوۀ  طرح سؤال از آن درس آشنا شويد. بهتر است که منبع اصلي تست را هم تست‌هاي کنکور سال‌هاي قبل قراردهيد.  

يک روش خيلي کار آمد براي يادگيري مطالب حفظي، روش نوشتن است؛ زيرا نوشتن برابر است با هفت بار خواندن ! اگر به مطلبي برخورديد  که خيلي حفظي است و نمي­توانيد آن را براحتي حفظ کنيد، مطلب را به صورت مفهومي بنويسيد و حتي مي­توانيد آن را خلاصه نويسي کنيد؛ حتي رونويسي از مطلب مي­تواند به جاي‌گيري مطلب در حافظه کمک زيادي بکند و بازدهي مطالعه شما را بالا ببرد؛ چون مدام دست شما به کاغذ و قلم است و در حين خواندن مطلب حفظي تکراري، که احتمالاً علاقه‌اي هم به آن نداريد،  حواستان پرت نمي­شود.

يکي ديگر از کارهايي که مي­شود انجام داد، مارک‌دار کردن و خط کشيدن زير نکات مهم است؛اما بايد توجه کنيد که مارک‌دار کردن بايد در زمان تسلط بر متن درس و فقط براي مشخص کردن نکات مهم استفاده بشود. مشخصاً کسي که بار اول درس را مي­خواند،  نمي­تواند بخوبي نکات مهم آن را مارک‌دار کند، و چه بسا تمامي متن را به دليل جديد بودن مارک‌دار مي­کند!

مطلب بسيار مهم‌تر از مطالعه، مروراست. اولين کاري که به شما در خواندن درس دين و زندگي، بسيار کمک مي­کند اين است  که هر وقت و هر جا تستي از اين درس ديديد که نکتۀ جديدي را مد نظر داشت، آن را بلافاصله در کتابتان وارد کنيد.  

 

با اين شيوه مطالعه و مرور، تا قبل از زمان برگزاري  کنکور، تقريباً کل متن کتاب را بسيار دقيق و با دقت مطالعه خواهيد کرد

 

علي محمّدي:رتبه 90 گروه آزمايشي علوم انساني آزمون سراسري 93، معارف اسلامي 7/90 درصد:

اول کار اصلاً نمي‌دانستم که چه مي‌خوانم؛ يعني موضوعات کتاب را نمي‌شناختم و روش درستي براي مطالعه در دست نداشتم. همچنين منبع خوبي نداشتم و دروس را خوب ياد نمي‌گرفتم؛ يعني نمي‌دانستم که کدام مطالب را بخوانم و چگونه بخوانم. بعد از مدتي تلاش و سر و کلّه زدن با آزمون و تست‌هاي کنکور، روش متناسب با درس را پيدا کردم .ابتدا موضوعي را که درس دربارۀ آن مي‌خواست بحث کند، پيدا مي‌کردم و سپس، مهم‌ترين آيات مرتبط با موضوع درس را نشانه گذاري مي‌کردم و آن بخش از متن درس و احاديثي را که با اين آيات مرتبط بود نيز پيدا مي‌کردم و با دسته‌بندي درست اين مطالب، يادگيري برايم به بهترين شکل ممکن صورت مي­گرفت  و بازيابي آن درس در جلسه آزمون هم برايم به آسان‌ترين شکل ممکن به وجود مي‌آمد.

 

زينب امير بکايي:

رتبۀ 2 گروه آزمايشي علوم انساني آزمون سراسري  92، معارف اسلامي 4/85 درصد:

روي آيات و مفهوم آنها خيلي تاکيد مي‌کردم؛ درواقع آيات را تقريباً حفظ بودم و روي معاني و مفهوم آنها خيلي تمرکز مي‌کردم. فکر مي‌کنم که تسلط کامل به کتاب‌هاي درسي، براي پاسخ به سؤال‌هاي اين درس، بسيار مهم است.

 

پوريا ياراحمدي:

رتبه 3 گروه آزمايشي علوم تجربي آزمون سراسري 92،معارف اسلامي 100 درصد:

 

براي تسلط بر درس معارف اسلامي، تا جايي که ممکن بود، کتاب‌ها را مي‌خواندم. شايد 10 بار کتاب‌هاي درسي را واو به واو خواندم تا کاملاً به متن آن کتاب‌ها مسلط شدم.

 

پويان مينايي:

 

رتبۀ 4 گروه آزمايشي علوم رياضي و فني آزمون سراسري 92، معارف اسلامي 7/94 درصد:

 

در درس معارف اسلامي، اولويت اولم، کتاب درسي بود، و آن قدر کتاب‌ها را خوانده بودم که در نهايت آنها را کاملاً حفظ شدم. گاهي نيز خودم از مباحث معارف اسلامي تست مي‌ساختم و دقت مي‌کردم که هر عبارت کتاب، مربوط به کدام موضوع است و به کدام زير موضوع برمي‌گردد. براي بالا بردن دقتم در اين زمينه، از خودکارهاي رنگي براي خط کشيدن زير عبارت‌هاي مهم استفاده مي‌کردم يا نکته‌ها مهم هر درس را با رنگ‌هاي مختلف مي‌نوشتم.

 

سهند سروري:

رتبۀ 9 گروه آزمايشي علوم رياضي و فني آزمون سراسري 92، معارف اسلامي 84 درصد:

چيزي که در اين درس خيلي مهم است، متن کتاب و مهم­تر از آن، آيات موجود در کتاب است؛ چون 70 تا 80 درصد سؤال‌هاي معارف اسلامي، يا به طور مستقيم به  250 تا 260 آيه موجود در کتاب ربط دارد يا به مفهوم آنها مرتبط مي‌شود. من براي به خاطر سپردن آيات، به کليد واژه هاي هر آيه دقت مي‌کردم؛ براي مثال، در درس فقه، که درس يازدهم معارف اسلامي سال سوم است، کلمه "کافّه" در آيه موجود در درس ذکر شده است. در آيه آمده است که مردم به پيش امام بروند و فقه ياد بگيرند و به شهر خود بازگردند و نايب امام شوند و فقه را به مردم ياد دهند . براي من واژه "کافّه" کليد واژه اين آيه بود و اگر "کافّه" در آيه‌اي مي‌آمد، مي‌دانستم که به فقه باز مي‌گردد. براي تسلط بر متن درس نيز لازم است که درس را بارها خواند. من متن کتاب را يک بار مي‌خواندم و بعد نکات مهم آن را مشخص مي‌کردم و بار ديگر از روي درس مي‌خواندم. بچه‌ها بايد مطمين باشند که بار اول و دوم، مطالعه اين درس، خيلي سخت است و در دوره‌هاي بعدي آسان‌تر مي‌شود؛ در ضمن، لازم است که ارتباط بين آيات هر درس و متن آن را هم مورد توجه قرار داد.

 

پويا براهيم باستاني:

رتبۀ 1 گروه آزمايشي علوم تجربي آزمون سراسري 92، معارف اسلامي 4/89 درصد:

بهترين کار براي توانمند شدن در درس معارف اسلامي، اين است که آيات را با متن درس ارتباط دهيم. همچنين مرور کتاب‌هاي معارف اسلامي، بسيار مهم است . من سه يا چهار بار به طور کامل کتاب‌هاي معارف اسلامي را خواندم و روي يک مجموعه از درس‌ها، که اهميت بيشتري دارند و بيشتر تفهيمي هستند تا حفظي، وقت بيشتري گذاشتم .

 

علي عجم:

رتبۀ 2 گروه آزمايشي علوم تجربي آزمون سراسري 92، معارف اسلامي 7/94 درصد:

معارف اسلامي، درسي است که با مطالعه کتاب مي‌توان از پس سؤال‌هاي آن در آزمون سراسري برآمد. من شخصاً آيه‌ها را حفظ کردم؛ يعني هر روز صبح، نيم ساعت روي آيه‌ها کار مي‌کردم و تست‌هاي آزمون‌هاي سراسري را چند بار زدم تا ملکه ذهنم شود. در درس معارف اسلامي اصلاً تست تاليفي نزدم.

 

روژان رباني:

رتبه 7 گروه آزمايشي علوم رياضي و فني آزمون سراسري 92، معارف اسلامي 92 درصد:

تا پيش از ديدن تست‌هاي آزمون سراسري، نمي‌دانستم که چطور بايد معارف را بخوانم و روي چه چيزي بايد تاکيد کنم، اما بعد از ديدن تست‌هاي کنکور، متوجه شدم که روي آيه‌ها و ارتباط بين قسمت‌هاي مختلف يک آيه تاکيد بسياري شده است؛ به همين خاطر، من هم روي آيه‌ها بيشتر کار کردم، و معتقدم که اگر کسي نمي‌تواند کل آيه را حفظ کند بايد نکته‌هاي کليدي هر آيه را بداند و نکات آن را به خاطر بسپارد.

 

نگين يغمايي:

رتبۀ 2 گروه آزمايشي علوم رياضي و فني آزمون سراسري 93، معارف اسلامي 68 درصد:

معارف اسلامي را سعي مي‌کردم که هميشه مرور کنم. آيه‌ها را مي‌خواندم، پيام‌ها را بررسي مي‌کردم و پيش خودم تحليل مي‌کردم که هر آيه با کدام قسمت‌هاي درس ارتباط معنايي دارد. بعد از عيد نوروز نيز هر روز پنج درس معارف اسلامي، دو تا دوم، دو تا سوم و يک درس سال چهارم را دوره مي کردم و اميدوار بودم که اين درس را در کنکور 100 درصد بزنم؛ اما چون بيشتر آن را به صورت حفظي خوانده بودم تا مفهومي، نتوانستم به منظورم برسم. سؤال‌هاي معارف اسلامي در سالي که من در آ‌زمون سراسري شرکت کردم، متفاوت با سال‌هاي قبل از آن بود و بيشتر جنبه تفهيمي داشت!

 

سيد شايان پور مير بابايي:  

رتبۀ 1 گروه آزمايشي علوم تجربي آزمون سراسري 93، معارف اسلامي 7/94 درصد :

درس معارف اسلامي نياز به مطالعه بسيار دارد. براي اين درس وقت بسياري مي‌گذاشتم و مفهوم آيات را در کتابم مي‌نوشتم و بين متن کتاب  و آيات ارتباط برقرار مي‌کردم، و در نهايت، براي تسلط بر اين درس نيز زياد تست زدم.

 

فاطمه ولي‌زاده پاشا:

رتبه 1  گروه آزمايشي زبان­هاي خارجي و رتبه 14 گروه آزمايشي علوم تجربي آزمون سراسري91، معارف اسلامي 100 درصد:

در درس دين و زندگي مشکل داشتم. همين که مفهوم هر آيه را متوجه مي‌شدم، فکر مي‌کردم که بر آن آيد مسلط شده‌ام؛ در صورتي که وقتي در آزمون‌هاي آزمايشي شرکت مي‌کردم، رتبه‌ام زياد خوب نبود. وقتي غلط‌هايم را به صورت دقيق بررسي کردم، متوجه شدم که در مطالعۀ نکات ريز، کم کاري مي‌کنم؛ بنابراين، شيوه مطالعاتي‌ام را تغيير دادم و سعي کردم که خيلي دقيق‌تر درس دين و زندگي را بخوانم؛ يعني وقتي آيه را مي‌خواندم، به طور کامل آن را به ذهنم مي‌سپردم و متن‌هاي اطرافش را به صورت کامل حفظ مي‌کردم و روي جغرافياي کتابم خيلي تاکيد داشتم که ديد تصويري خوبي از کتاب داشته باشم، و وقتي که سؤال را مي‌ديدم، شماره صفحه کتاب کاملاً به يادم مي‌آمد. انجام اين کار کمک کرد که بتوانم درصد خوبي در اين درس کسب کنم.

 

الهام حبيب‌زاده:

رتبه 4 گروه آزمايشي علوم انساني آزمون سراسري 93، معارف اسلامي 7/90 درصد:

 براي يادگيري درس معارف اسلامي، من در تابستان خيلي وقت گذاشتم، و چون بار اول بود که اين درس را به صورت کنکوري مي‌خواندم، هر درس را يک ساعت و نيم تا يک ساعت و چهل و پنج دقيقه مطالعه مي‌کردم. در اين مرحله، اول آيات را حفظ مي‌کردم و پيام آيه را مي خواندم و بعد متن درس را کامل مي‌خواندم و تست‌هاي کنکور را مي‌زدم.

 

الهام احساني مقدم:

رتبه 3 گروه آزمايشي علوم رياضي و فني  و رتبه 10 گروه آزمايشي زبان‌هاي خارجي آزمون سراسري 91، معارف اسلامي 100 درصد:

در فراگيري درس دين و زندگي مشکل داشتم؛ چون من اين درس را با حجم زيادي به صورت يکجا مي‌خواندم؛ مثلاً در يک آزمون، همۀ درس‌ها را در يک روز مي‌خواندم و واقعاً هم آن را فراموش مي‌کردم و اين مساله باعث نگراني‌ام شده بود؛ چون مي‌دانستم که نزديک کنکور نمي‌شود که همۀ درس‌ها را در يک روز خواند. بعد در جايي خواندم که يکي از دارندگان رتبه‌هاي برتر کنکور سال­هاي قبل گفته بود که من هر روز چند دقيقه را اختصاص به درس دين و زندگي مي‌دادم. با استفاده از اين روش، هر روز سه درس از دين و زندگي دوم، سوم و چهارم را انتخاب کردم و فقط آنها را مي‌خواندم.

فيش‌هايي را که نوشته بودم هر روز مرور مي‌کردم. اين کار براي زمان جمع بندي‌ام بود؛ اما قبل از آن هم، روزي يک تا دو درس را مي‌خواندم که زمان کمي ميبرد،و به جايش در مجموع در طول هفته عدد بزرگي مي‌شد و خيلي به من کمک کرد تا  درس دين و زندگي را در کنکور 100درصد بزنم.

 

 منبع: پیک سنجش


 

زنگ مشاوره | مشاوره کنکور | مشاوره تحصیلی | کنکور

 

بهترین زمان زدن تست دروس عمومی

ک اشتباه رایج و خطرناک در بین دانش آموزان

بعد از درس خوندن چه زمانی تست میزنید؟

 بعد از درس های عمومی چه طور؟؟؟

میدونم خیلی هاتون الان میگید ۲۴ ساعت بعد از خوندن

دوست عزیزم این اشتباهه

حالا میگی چرا پس چیکار کنم؟؟؟

وقتی که هر درسی رو‌ میخونی باید بلافاصله تست آموزشی بزنی

حالا درس میخواد اختصاصی باشه یا عمومی

حتما بعضی مواقع شنیدید که میگن اگه بلافاصله بعد از خوندن درس عمومی تست بزنید هنوز یادتونه و تست ها میسوزه

در جواب این عزیزان باید بگم...

اگه دانش آموز یادش باشه پس باید اون تست ها رو ۱۰۰ بزنه ولی آیا میزنه؟؟؟

خیر

تست آموزشی بلافاصله بعد از دروس عمومی:

باعث میشه که بفهمیم دقیقا کجای درس رو خوب متوجه نشدیم و باید برگردیم و همون قسمت رو دقیق تر مطالعه کنیم

تست آموزشی یک قسمت مهم از درس خوندنه

معایب کارمون رو بهون نشون میده

و باعث میشه درسی رو که خوندیم کاملا بررسی کنیم و مطمئن بشیم که همه قسمت هاش رو خوب یاد گرفتیم

شاد و پیروز باشید...

دوستدار همتون 

 

رامین نیک خو


 نقش تست در یادگیری

 

مطالعه به شیوه تستی:

 

1.     اولین و مهم  ترین گام برای مطالعه بدون فراموشی دروس مرور تست های سالهای قبل جهت آشنایی با نحوه طرح سئوالات در کنکور، قبل از شروع کردن به درس خواندن می باشد. 
(این در صورتی است که اغلب دانش آموزان تصور میکنند تا به یک درس به طور کامل مسلط نشدند نباید سراغ تست بروند، که باید تاکید کنم که این تصور کاملا غلط است.)


مرور و آشنایی با نحوه طرح سئوالات قبل از خواندن درس، باعث یادگیری و تسلط بیشتر بر روی آن درس و تثبیت بهتر مطلب مورد نظر در ذهن می شود. 

2.     در مرحله بعد مبحث از روی کتاب یا جزوه با تمرکز کامل خوانده میشود.

 

3.     سپس دانش آموزان و داوطلبین کنکور باید بلافاصله به زدن تست های آموزشی بپردازند تا اگر قسمتی از درس را خوب نخوانده باشند همان موقع برگشته و آن قسمت را مجددا مطالعه کنند.

 

4.     داوطلب روز بعد، پس از مرور و قبل از شروع به خواندن درس جدید به نمونه تست های سالهای قبل از همان مطلب میپردازد.

به این ترتیب ضمن یادگیری مطالب را مرور کرده و مطالب یاد گرفته شده در ذهن او به شکل بهتر تثبیت می شود.

5.     ***نکته بسیار مهم در مورد آنالیز و بررسی تست های کنکور این است که داوطلب کنکور باید پس از مطالعه یک مبحث به 30 الی 50 تست از کنکورهای سالهای قبل یا مشابه آنها بپردازد و حتما آنها را بررسی و تیپ بندی کند، و تیپ ها را نشانه گذاری و یا یادداشت کند.

 

توجه: اگر داوطلبی مبحثی را بخواند و تست نزند میگوییم یادگیری آن مطلب هنوز کامل نبوده.

 

6.     پس از خواندن مباحث و حل تست های مبحثی از تمامی مباحث داوطلبان کنکور و دانش آموزان باید آزمون جامع را در دستور کار خود قرار دهند.

 

7.     لازم به ذکر است که *بهترین شیوه مرور و جمع بندی* در پایان مطالعه زدن تست جامع است.

چون علاوه بر افزایش مهارت آزمون دادن باعث یادآوری و تثبیت مباحث یادگرفته شده قبلی شده و دانش آموز می تواند با شناسایی نقاط ضعف و قوت خود ایرادات درسی خود را برطرف کند.

 


 

 

 

زنگ مشاوره | مشاوره کنکور | مشاوره تحصیلی | کنکور

 

 

 هدف

 

اولین گام موفقیت

اولین و مهم ترین قدم در رسیدن به موفقیت تعیین هدف است.

 

آنها که می دانند چه میخواهند و به دنبال چه چیزی هستند از آنان که نمیدانند بسیار جلوترند.

 

آیا تا به حال به این فکر کرده اید که برای چه درس میخوانید؟

 

اگر جواب واضح و دقیقی ندارید بدانید هدف بزرگی برای تلاش کردن ندارید و دچار سردرگمی خواهید شد و معمولا از سعی و تلاش خود نتیجه مطلوبی به دست نخواهید آورد.

 

انسانهای بزرگ دارای اهداف بزرگ هستند که آنها را وادار به سعی و تلاش میکند.

 

اگر فردی دارای اهداف کوچک باشند، سعی و تلاش آنها نیز برای  رسیدن به آنها اندک خواهد بود.

 

پس سعی کنید همین الان برای زندگی و آینده خود هدف مشخصی تعیین کنید

 

هدف دار بودن به شما کمک می کند تا:

بهترین راه برای رسیدن به هدف را انتخاب کنید

نیرو محرکه قوی برای رسیدن به هدف در وجود شما ایجاد می کند.

انگیزه کافی را برای رسیدن به هدف ایجاد می کند

سعی و تلاش را متناسب با هدف تنظیم می کند.

علاقه مندی شما به تمامی دروس حتی دروسی که در یادگیری آنها ضعیف هستید زیادتر می شود.

نیروهای شما را در جهت رسیدن به هدف جمع می کند.

توان یاد گیری شما را بالا برده و حجم یادگیری شما را افزایش می دهد.

 

ویژگی های اهداف:

1.     قابل وصول و دست یافتنی باشند

2.     منطقی باشند.

3.     اهداف باید واضح و روشن باشند و باید دقیقا بدانیم که چه میخواهیم. (تا بتوانیم برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنیم.)

 

 

توجه کنید: هدف باید ارزش سعی و تلاش را داشته باشد تا با فکر کردن به آن در وجود شما انگیزه ایجاد کند.

 

پس از آنکه هدف خود را مشخص کردید آن را به صورت یک جمله نوشته و یا در صورتی که میتوانید آن را در قالب عکس و... روی یک کاغذ رسم کنید و روی دیواری که هر روز آن را می بینید نصب کنید.

 

توجه: قطعا در راه رسیدن به هدف موانعی وجود دارد، هر چه هدف بزرگ تر باشد موانع بزرگ تری پیش خواهد آمد که باید آنها را برطرف کنید.

 

·         انسانهای بزرگ و خردمند از موانع نمی ترسند و برای رسیدن به هدف خود مبارزه می کنند.

 

بررسی انواع هدف، پیگیری هدف و ... در مقاله بعدی....

 


 

 

 

زنگ مشاوره | مشاوره کنکور | مشاوره تحصیلی | کنکور

 

 

روش رسیدن به  هدف

در مقاله قبل به اهمیت داشتن هدف پرداختیم

می دانیم که برنامه ریزی راه رسیدن به هدف است بنابراین تا هدف مشخص نباشد برنامه ریزی معنایی ندارد پس قبل از اینکه به اصول برنامه ریزی صحیح بپردازیم باید هدف گذاری درستی انجام داده باشیم

 

یکی از اشتباهاتی که دانش آموزان عزیز انجام میدهند تعیین هدف بزرگ است در حالی که از هدف بزرگ انگیزه کافی دریافت نمیشود چون رسیدن به آن نیازمند صبر، مداومت، پیگیری و پشتکار و تلاش جدی است

مسیر رسیدن به هدف های بزرگ چون طولانی و نیاز به صرف زمان زیاد است و انرژی و انگیزه های متناوب دریافت نمی شود معمولا در مسیر رسیدن به هدف نهایی داوطلبان عزیز کنکور و دانش آموزان عزیز دلسرد می شوند.

 

پس چه کار باید کرد؟

بهترین روش پس از تعیین هدف اصلی و نهایی ترسیم نقشه راه و کوچک کردن اهداف و تقسیم هدف به هدف های کوچک تر می باشد.

هدف ها به سه دسته:

کوتاه مدت

میان مدت

و بلند مدت

تقسیم میشوند که در نظر گرفتن تمامی این مراحل برای موفقیت بسیار مهم و حیاتی است

 

در زیر جهت روشن تر شدن بحث به یک مثال می پردازیم:

 

هدف بلند مدت:

فرض کنید هدف نهایی و یا بلندمدت شما قبولی در رشته پزشکی دانشگاه تهران است

پس از تعیین هدف نهایی باید رتبه ای که برای رسیدن به آن نیاز دارید و درصدهایی که برای هر درس باید کسب کنید را بدانید و آنها را در جایی که هر روز با آن مواجه شوید بگذارید

 

هدف میان مدت:

مرحله بعد سعی کنید در آزمون آزمایشی بعدی خود به آن درصدهایی که برای کسب رتبه نیاز دارید برسید و به خودتان بگویید آزمون بعدی به هر ترتیبی که شده باید به درصد مورد نظر خودم برسم

 

هدف کوتاه مدت:

سپس برای خود برنامه روزانه تنظیم کنید و در ابتدای روز به خود بگویید امروز به هر صورتی که شده باید برنامه روزانه خود را انجام دهم و خودتان را ملزم به اجرای آن کنید.

 

برای رسیدن به هدف نیاز هست که به خودتان سخت بگیرید تا برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت خود را به طرز صحیح انجام دهید.

البته توجه به این نکته هم ضروری است که سال کنکور سال آزمون و خطا نیست و اگر در برنامه ریزی و روش های صحیحی درس خواندن و ... دچار مشکل هستید حتما از کمک یک مشاور آگاه بهره مند شوید.

 

نکته آخر و مهم برای حفظ انرژِی و انگیزه، توجه زیاد به موفقیت هایی که در مسیر کسب میکنیم است.

زمانی که برنامه یک روز خود را به خوبی انجام دادید پایان روز انرژِی لازم برای تلاش در روز بعد را دریافت خواهید کرد

زمانی که درصدهای مطلوب را در یک آزمون آزمایشی کسب کرده باشید قطعا  انگیزه و انرژی زیادی دریافت خواهید کرد که نیرو محرکه ادامه راهتان خواهد بود.

 


 

 

مرکز مشاوره تحصیلی استاد نیک خو | زنگ مشاوره | مشاوره کنکور | مشاوره تحصیلی | کنکور

 

 

  

خواستن توانستن نیست!

 

 من افراد زیادی را دیده ام که جداً می خواسته اند تغییر و تحولی در زندگی خود ایجاد کنند، اما به جرأت می‌توانم بگویم که حتی گام کوچکی هم به پیش برنداشته اند.

یکی می خواسته تک رقمی شود ، یکی آرزوی قبولی در دانشگاه های دولتی را داشته ، یکی می خواسته پزشک شود و... .

اما این اتفاق‌ها نیفتاده است.

می‌دانید چرا؟ چون خواستن لزوماً به معنای توانستن نیست.

 خواستن فقط نقطه شروع است؛ همین و بس.

از آن به بعد باید بدانید که از "چه راهی" و با چه "ابزارهایی" می توانید به خواسته خود برسید.

اما آنچه که به ویژه اهمیت دارد این است که شما بتوانید "موانع" رسیدن به خواسته خود را بشناسید و برطرف کنید.

یکی از بزرگترین و شاید خطرناک ترین مانع ها، خود شما هستید.

در واقع "ذهنیت" شما دشمن رسیدن به بسیاری از خواسته های شماست.

داوطلب کنکوری که می‌خواهد موفق شود باید ذهنیت نمی توانم و دیگر دیر شده و رقیب هایم از من بهتر هستند را کنار بگذارد.

ذهنیت یعنی طرز فکر، باور ها و اعتقاداتی که نسبت به خودمان و مسائل مختلف داریم.

دومین مانع که اهمیتش از مانع اول کمتر نیست تنبلی است.

 با خواستنه تنها هیچ معجزه ای رخ نمی دهد.

دانش آموزی که آرزوهای بزرگ دارد و صرفا در آرزوهای خود غرق می شود و تلاشی نمی کند موفقیتی هم به دست نخواهد آورد.

تا زمانی که دست از خیال پردازی برندارید و به ترسهایتان غلبه نکنید و اقدام نکنید هیچ موفقیتی نسیبتان نمی شود.

موفقیت در ذهن و خیالتان اتفاق نمی افتد. بلکه تنها و تنها در دنیای واقعی محقق می شود.

 


 

 

مرکز مشاوره تحصیلی | مرکز مشاوره تحصیلی استاد نیک خو | زنگ مشاوره | مشاوره کنکور | مشاوره تحصیلی | کنکور

 

 

 

تمرکز حواس:

 

تمرکز باعث افزایش حافظه می شود.!!!

 

تمرکز ملکه و استعدادی است که دقت ما را روی یک موضوع بی آنکه افکار دیگری آن را به خود مشغول کند نگاه می دارد.

 

هر چه بیشتر و آسانتر حواس خود را متمرکز کنید، سریعتر می خوانید و خاطره ها را بیشتر در ذهن خود نگاه میدارید.

 

از این رو طرز متمرکز کردن حواس را به شما می آموزیم، که باید با تمرین و ممارست آن را کاملا به کار ببرید.

 

اشخاص بسیاری از عدم تمرکز شکایت دارند.

شما خواهید دید که در ادامه روش هایی به شما توصیه میکنیم که استعداد تمرکز حواس شما را چندین برابر می کند.

 

تمرکز باید مطیع اراده شما شود، که به آسانی حواستان را متمرکز چیزی می کنید که به آن علاقه مند هستید.

 

برای به دست آوردن تمرکز بهتر با رعایت موارد زیر علیه متجاوزین به مغز مسلح شوید.

1.                 محیطی مساعد برای تمرکز حواس انتخاب کنید و به آن جا خود را عادت دهید. (شرطی شوید.)

2.                 همه علل مادی بی توجهی و گسیختگی اندیشه را از میان بردارید.

3.                 فقط در مواقعی که وضع بدنی شما اجازه می دهد به تمرکز بپردازید.

4.                 برای چه هدفی نیاز به تمرکز دارید؟، آن هدف را به خوبی درک کنید، اگر هدف مورد علاقه نباشد تمرکز بسیار مشکل است.

5.                 اطمینان حاصل کنید که شناخت های اولیه را برای خواندن کتابی که انتخاب کرده اید یا نه.

6.                 کوشش کنید که علاقه و توجه فوری خود را به کتابی که میخواهید بخوانید ( یا هر کار مورد نظر ) در خود ایجاد کنید.

 

مواردی برای بهبود بخشیدن به حفظ تمرکز:

 

1.                 مطالعه را در ساعتی که برای شما مناسب تر است انجام دهید: شب – صبح – صبح زود یا هر وقت دیگر.

2.                 بهترین نور، نور روز است. اما نورهای مصنوعی هم که نه خیلی زیاد باشد نه خیلی کم مناسب اند.

3.                 دمای محل مطالعه باید 18 درجه سانتی گراد تا 24 درجه سانتی گراد باشد. بهترین عملکرد مغز در 18 درجه سانتی گراد می باشد.

4.                 وضعیت نشستن = بدن در حالتی باشد که کمترین فشار بر روی عضلات پا وارد شود.

5.                 فاصله چشم تا کتاب 35 تا 45 سانتی متر است.

6.                 سکوت عالیست ولی انسان قادر است در هر سر و صدایی هم تمرکز کند.